Picture of the author
Comma
صحیفه
سخنرانى

بسم اللّه‌ الرحمن الرحيم تلاش براى اصلاح درون و باطن اميدوارم كه اين عيد سعيد براى همۀ مسلمين عيد به معناى واقعى باشد و براى ملت ايران بركات عيد از جانب خداى تبارك و تعالى نازل شود. عيد واقعى آن وقتى است كه انسان رضاى خدا را به دست بياورد، درون خود را اصلاح كند. امورى كه مربوط به اين عالم است گذراست، زودگذر هم هست و پيروزيها و شكستها و خوشيها و ناخوشيهاى اين دنيا بيش از چند روزى و مقدار اندكى پايدار نيست. آنچه كه براى ما و شما مى‌ماند، آن چيزى است كه در درون خودمان تحصيل كرده باشيم، باور بكنيم كه خداى تبارك و تعالى حاضر است، باور بكنيم كه همه چيز به دست اوست و ما چيزى نيستيم، باور كنيم كه ما قاصر هستيم براى شكرگزارى نعمتهاى خدا. اين ماه مبارك رمضان با آن همه بركاتى كه دارد، ما نمى‌توانيم از عهدۀ شكر يكى‌اش برآييم، ولى بايد كوشش كنيم كه در اين ماه مبارك رمضان كه بر ما گذشت، اگر حالى پيدا شد، اين حال را تا ماه رمضان ديگر نگه داريم و اگر حالى پيدا نشد، متأسف باشيم و كوشش كنيم كه پيدا كنيم. اين هياهوها همه رفتنى است، تمام شدنى است، آنچه كه هست آنى است كه پيش خود ماست، آن باقى است و با ماست و ما بايد كوشش كنيم كه باطن خودمان را اصلاح كنيم. شكرگزارى از فداكارى ملت در شناخت مقام آنان بحمداللّه‌ كشور ما، كشور شما، كشورى است كه امروز بايد بگوييم نمونه است. آنچه كه مى‌خواستم عرض كنم اين است كه اين اقبال مردم بر امور معنوى و بر امور ظاهرى، خصوصاً، اين جوانهاى ما در جبهه‌ها و اين روز قدس كه امسال من هر چه نگاه كردم به نظرم عظيمتر از سال قبل بود، و نمى‌تواند انسان قدر اين نعمت را و شكر اين نعمت را به اندازۀ كافى بجا بياورد، اينها براى ما تكليف درست مى‌كند، تكليف ما را زياد مى‌كند، تكليف قوۀ مقننه را دو چندان مى‌كند، تكليف قوۀ مجريه را همين‌طور، قضائيه را همين طور، تكليف براى روحانيت عظيم‌الشأن زياد مى‌شود. ما نمى‌توانيم از عهدۀ شكر اين نعمت برآييم، لكن بايد حتى‌الامكان شكرگزارى كنيم. شكرگزارى به اين نيست كه ما بگوييم «الحمدللّه‌»، آن هم يك شكر است، شكر گزارى به اين است كه ما مقام اين ملت را بشناسيم و اين جبهه و پشت جبهه را هميشه در نظر داشته باشيم كه حجت را بر ما اينها تمام كرده‌اند. خدا مى‌داند كه من هر وقت نظرم به اين جوانهايى كه عازم جبهه هستند و با شور و شعف دارند به جبهه‌ها مى‌روند، وقتى من آنها را نگاه مى‌كنم، از خودم خجالت مى‌كشم، ما كى هستيم، ما چى هستيم؟ ما قريب هشتاد و چند سال در اين دنياـ خودم را مى‌گويم ـ بودم و به قدر اين چند روزى كه اينها مشغول خدمت هستند، ما خدمت نكرديم، ما خودمان را نساختيم. از من گذشت، لكن شما توجه كنيد كه خود را بسازيد. توجه كنيد كه دنيا را به چيزى نگيريد، توجه كنيد كه همه رفتنى هستيم و بايد به خداى تبارك و تعالى نزديك بشويم تا آن جا ما را راه بدهند. شما ادعيۀ ائمۀ اطهار را ملاحظه كنيد، ادعيه شلاقه‌هايى است كه بر فرق ماها زده مى‌شود. اينهايى كه به واقعيت و به عقيده ما معصوم از هر خطا هستند، ببينيد كه در ادعيه‌ها چه جور عجز و ناله مى‌كنند، براى اينكه مطلب بزرگ است. مقام بشر هر چه باشد، مقام خاتم‌النبيين بالاترين مقام، لكن وقتى كه اين مقام را با مقام الوهيت ملاحظه بكنيم كه خود آنها مى‌بينند، هيچ است در مقابل همه چيز. آنى كه آنها فهميدند از عظمت خدا، آن‌ها را وادار كرده است آن طور راز و نياز كنند و اعتراف به تقصير. شما در ادعيۀ اميرالمؤمنين، خود رسول خدا، حضرت سجاد ـ سلام اللّه‌ عليه ـ ساير ائمه، ملاحظه كنيد چه جملاتى هست و ما چطور بعيديم از اين معانى، چه معارفى در اين ادعيه هست كه ما محروميم از آن معارف، چه سوزى در قلب اين خاصان خدا بوده است كه براى فراق خدا مى‌سوختند و آتش جهنم را مى‌گفتند اگر صبر كنيم، صبر در فراق را چه كنيم؟ اينها براى ما مثل يك افسانه است، لكن واقعيت است، واقعيتى كه آنها فهميده‌اند و ما نفهميديم. ما الآن تكليف زياد داريم. ما مواجه هستيم با يك ملتى كه همه چيز خودش را در طبق اخلاص گذاشته است و براى اسلام دارد صرف مى‌كند؛ جوانها را مى‌دهد، جوانها جان خودشان را مى‌دهند، زنها جوانهاى عزيز خودشان را مى‌دهند و با آن شور و شعف، آنها به ميدان مى‌روند و مردم با آن شور و شعف در جبهه و خارج جبهه دارند فداكارى مى‌كنند. تكليف ما با اينها چى هست؟ ما چه جواب بدهيم از اين همه جهاتى كه اينها عرضه مى‌دارند؟ ما چى داريم كه در جواب آنها بدهيم؟ مع‌ذلك، بايد آن مقدارى را كه توان هست انجام بدهيم. شكر اين نعمت به اين است كه ما مردم را شريك بزرگ بدانيم در اين حكومت. حكومت نيست، بايد همه خدمتگزار باشيم براى اين ملت، براى اين جوانها و براى اين پيرها و زنها و مردها. مشاركت دادن مردم در تمام امور مردم را در همۀ امور شركت بدهيم. دولت به تنهايى نمى‌تواند كه اين بار بزرگى كه الآن به دوش اين ملت هست بردارد. همان طورى كه ملاحظه مى‌كنيد چنانچه اين شور و شعف ملت و جوانهاى عزيز نبود، هيچ دولتى نمى‌توانست مقابله كند با اين قدرتهايى كه همۀ قدرتشان را، قوه‌شان را پهلوى هم گذاشتند و به ما حمله كردند. بدون اينكه اين ملت همراهى كند ما نمى‌توانستيم كارى بكنيم. هر چى داريم از اينهاست و هر چى هست مال اينهاست، دولت عامل اينهاست، قوۀ قضائيه عامل اينهاست، قوۀ اجراييه عامل اينهاست. قوۀ مقننه عامل اينهاست؛ اداى تكليف بايد بكنند، شركت بدهند مردم را در همۀ امور. همان طورى‌كه با شركت مردم در اين جنگ، شما بحمداللّه‌ پيروز شديد و پيروزتر هم خواهيد شد، با شركت اينها شما مى‌توانيد اداره كنيد اين كشور را. مردم را در امور شركت بدهيد، در تجارت شركت بدهيد، در همۀ امور شركت بدهيد. مردم را در فرهنگ شركت بدهيد، مدارسى كه مردم مى‌خواهند درست كنند كارشكنى نكنيد برايشان، البته نظارت لازم است، انتقاد هم لازم است، لكن كارشكنى نكنيد. لزوم حفظ جمهورى اسلامى با اتحاد و برادرى بين خودتان برادر باشيد، حفظ كنيد اين برادرى را، با حفظ برادرى شما به اينجا رسيديد و با حفظ برادرى بايد جلو برويد. اگر خداى نخواسته خللى حاصل بشود در اين برادرى، چه در خود تهران، چه در خارج تهران، هر جا باشد، چه بين روحانيون، چه بين مردم، چه بين جناحهايى كه هستند، اگر ـ خداى نخواسته ـ يك وقت يك خللى واقع بشود شكست همراه اوست. شما فكر اين را بكنيد كه حافظ اسلاميد، نه حافظ خود. شما بايد حفظ اسلام را بكنيد، آن هم نه در زمان خود، همان طورى كه انبياء عظام دنبال اين بودند كه بعد از خودشان تا آخر حافظ باشند، تكليف است براى همۀ ما كه ما اين جمهورى كه به اينجا رسيده است تا آخر حفظ كنيم. تا آخر حفظ كردن اين است كه هر روز محكم كنيم برادرى خودمان را، سر اغراض جزئيه كه زود مى‌گذرد، لطمه‌اى خداى نخواسته به اسلام وارد نكنيم، لطمه‌اى به جمهورى اسلام وارد نكنيم. اشكال اگر هست به من و ديگران، اشكال را بايد گفت، لكن نبايد تضعيف كرد دولت را، نبايد تضعيف كرد قوۀ مقننه را، قوۀ قضاييه را، روحانيت را، اينها جرم است، اينها گناه نابخشودنى است. شما توجه بايد بكنيد، ملت ما توجه بكنند كه يك ملتِ با هم، هيچ قوه‌اى بر آنها غلبه نخواهد كرد. هيچ قوه‌اى نمى‌تواند بر يك ملتى كه همراه هم هستند و با هم هستند، هيچ قدرتى نمى‌تواند با او مقابله كند و لهذا، شياطين در پى اين هستند كه از اين راه پيش بروند كه بين جناحها اختلافى ايجاد كنند، اعتنا نكنيد به اين شياطين، در شهرها اعتنا نكنند آقايان به شياطينى كه مى‌خواهند اختلاف ايجاد كنند. وظيفۀ روحانيت در ايجاد اتحاد و حضور در صحنه‌ها قوى باشيد و پشت هم باشيد، دولت و ملت با هم باشد، ملت پشتيبان دولت در امور باشد، دولت خدمتگزار ملت باشد در امور. شركت بدهند مردم را در همۀ امور. دانشگاهها بايد مردم درش دخالت داشته باشند. مردم خودشان به طور آزاد بايد دانشگاه داشته باشند، منتها دولت نظارت بايد بكند. نظارت دولت حتمى است، لكن اين طور نباشد كه خيال كنيد كه خود دولت مى‌تواند همۀ كارها را انجام بدهد، مى‌بينيد كه نمى‌تواند، اعتراف دارند همه بر اين، دولت اعتراف دارد، همه اعتراف دارند بر اينكه بدون ملت ما نمى‌توانيم. اين ملت را از دست ندهيد، نگهش داريد. روحانيون مكلف‌اند، خودشان هم مى‌دانند مكلف‌اند كه حفظ اسلام را بكنند، حفظ اسلام به حفظ وحدت است و بايد بكنند واين واجب است بر همه كه حفظ كنند وحدت را، مردم را نگه دارند. اگر در يك شهرى از شهرها بنا بود يك اختلافى واقع بشود، بدانند كه دست شيطان در كار است، بايد اين را از بين ببرند و نگذارند يك وقت ـ خداى نخواسته ـ ولو در يك شهرى، در يك روستايى اختلاف واقع بشود. برادران روحانى قوياً، با هم باشند و كناره‌گيرى نكنند، همه در ميدان باشند، با هم باشند. ما مى‌خواهيم حفظ اسلام را بكنيم، با كناره گيرى نمى‌شود حفظ كرد. خيال نكنيد كه با كناره‌گيرى تكليف از شما سلب مى‌شود، تكليف دو چندان است. بايد در صحنه باشيد، بياييد، همۀ روحانيت بيايد، كنار رفتن، از مكايد ابليس است كه نمى‌گذارد كه همه با هم باشند. قدرت را روى هم بگذاريد؛ ارتش، سپاه، بسيج و گروههاى مردمى همه با هم باشيد. اگر باشيد با هم، خداى تبارك و تعالى نصرت مى‌كند شما را. نصرت خدا اين است كه همه با هم براى رضاى خدا باشيد. همه با هم براى اين باشيد كه اسلام را تقويت كنيد و اسلام را به جاهاى ديگر هم برسانيد و اين نصرت خداست و خداوند وعده كرده است كه اگر نصرت كنيد، من هم نصرت مى‌كنم 1

؛ و مى‌بينيد كه دارد نصرت مى‌كند. مى‌بينيد كه يك روزى بود كه همۀ اوضاع به هم ريخته شده بود و همه جا خراب بود و حالا بحمداللّه‌، همه چيز صحيح است و خوب است و همۀ جهات تمام است و جبهه‌هاى ما قوى و داخل و خارج همه درست، همه جهات درست است و ليكن بايد مردم توجه كنند به اينكه آنها پشتيبان هيأت حاكمه باشند و هيأت حاكمه خدمتگزار آنها. خداوند همۀ ما را از شرّ شيطان نگه دارد. و خداوند همۀ ما را قدرت اين بدهد كه با خودمان جنگ كنيم و با باطن خودمان ستيزه كنيم و اصلاح كنيم خودمان را. والسلام عليكم و رحمة اللّه‌

  1. ـ سورۀ محمدص، آيۀ 7 : «ان تنصروا اللّه‌ ينصركم».

عنوان :

مصادیق و مراتب شکرگزارى

مرجع :

صحیفه امام (۲۰) صفحه ۶۹

مکان :

تهران، حسینیه جماران

تاریخ :

۱۳۶۵-۰۳-۱۹

حضار :

خامنه‌اى، سیدعلى (رئیس جمهور) موسوى، میرحسین (نخست‌وزیر) هاشمى‌رفسنجانى، اکبر (رئیس مجلس شوراى اسلامى) موسوى‌اردبیلى، سیدعبدالکریم (رئیس دیوانعالى کشور) سفرا و کارداران کشورهاى اسلامى مقیم ایران اقشار مختلف مردم