
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

در شرایط امروز ایران که کشور با پیچیدهترین جنگهای ترکیبی، اقتصادی و شناختی روبروست، بازخوانی دقیق دیدگاه امام نه به عنوان یک متن تاریخی، بلکه به عنوان یک “مانیفست نجاتبخش” بخصوص در باره۲۷ آذرماه (سالروز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه)، با موضوع وحدت حوزه و دانشگاه ضروری است. این یادداشت تلاش دارد با استناد دقیق به اسناد موجود، نقشه راهی برای وضعیت امروز ترسیم کند. پیش از آن باید ذکر کرد که وقتی به متون و سخنرانیهای امام خمینی(س) مراجعه میکنیم، درمییابیم که مسئله وحدت حوزه و دانشگاه در منظومه فکری ایشان، نه یک تاکتیک مقطعی برای ائتلاف سیاسی، بلکه یک استراتژی حیاتی برای “بقا” و “تکامل” تمدنی ایران است.
کالبد شکافی یک توطئه تاریخی (چرا جدایی؟)
برای درمان یک بیماری، ابتدا باید ریشه آن را شناخت. امام خمینی با نگاهی تیزبین و تاریخی، ریشه جدایی حوزه و دانشگاه را نه در تفاوت ماهوی علم و دین، بلکه در یک “مهندسی استعماری” میدیدند. بر اساس اسناد موجود، امام معتقد بودند که استعمارگران برای تسلط بر ملتها، نیاز داشتند تا دو بازوی فکری جامعه را از هم قطع کنند.
۱. مهندسی نفرت و وحشت
امام در دیدار ۲۷ آذر ۱۳۵۹ به صراحت میفرمایند: «یک روز بود که دانشگاه و حوزه های علمیه نه آنکه از هم جدا بودند، جَوّی به وجود آورده بودند که با هم شاید دشمن بودند. نه دانشگاهی تحمل روحانی را داشت و نه روحانی تحمل دانشگاهی. اساس هم این بود که دو قشری را که با اتحادشان تمام ملت متحد می شوند از هم جدا نگه دارند، و با هم مخالفشان کنند تا ملت اتحاد پیدا نکند. بحمدالله در این نهضت اسلامی، این انقلاب اسلامی، این تحول بزرگ حاصل شد که هیچ یک از این دو طایفه خودشان را از دیگری انشاء الله جدا نمی دانند.»
این استراتژی “تفرقه بینداز و حکومت کن” با این هدف طراحی شده بود که دانشگاهی، روحانی را نماد تحجر و عقبماندگی بداند و روحانی، دانشگاهی را نماد بیدینی و غربزدگی. نتیجه این جدایی چه بود؟ اینکه کشور ۵۰ سال در دامن ابرقدرتها غلتید. امام با تلخی یادآور میشوند که اساتید و تحصیلکردگان آن دوران (با وجود تخصص)، کشور را به دامن شرق و غرب کشاندند.
دانشگاه؛ مجرای وابستگی
در متون بررسی شده، امام تأکید دارند که در رژیم گذشته، دانشگاه به جای آنکه مرکز جوشش علمی و استقلال باشد، به کانالی برای “شستشوی مغزی” جوانان و تزریق فرهنگ استعماری تبدیل شده بود. ایشان میفرمایند: « منشأ همۀ گرفتاریهای یک کشور از دانشگاه هست و حوزه های علمی. و منشأ همۀ سعادتها، مادی و معنوی، از دانشگاه است و حوزه های علمی. اینکه نقشه های بزرگ برای نفوذ کردن در دانشگاهها و تربیت کردن جوانهای ما را به یک تربیتهایی که برخلاف مصالح کشورشان است، این برای این است، که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد می شود.»
این جمله تکاندهنده نشان میدهد که امام، دانشگاه را “مغز متفکر” جامعه میدانند. اگر مغز فاسد شود یا تحت کنترل بیگانه باشد، تمام اعضای بدن (جامعه) فلج خواهند شد.
فلسفه وحدت؛ نظریه «دو بال»
در دیدگاه امام، وحدت حوزه و دانشگاه به معنای این نیست که دانشگاهیان همه روحانی شوند یا روحانیون همه علوم دانشگاهی بخوانند. این یک برداشت سطحی است. وحدت در “هدف” و “جهتگیری” و مهمتر از آن در “تلفیق روششناسی” است.
تخصص و تعهد (علم و تهذیب)
کلیدیترین واژگان در اسناد مورد بررسی، “تعهد” و “تخصص” هستند. امام مکرراً از تمثیل “دو بال” استفاده میکنند: « این دو مرکز باید علم و عمل، و علم و تهذیب را به منزله دو بالی بدانند که با یکی از آنها نمی شود پَرید، قدم های بعد؛ تهذیب است.»
ایشان خطر علم بدون تزکیه را بسیار مهلکتر از جهل میدانند. در یکی از فرازهای درخشان میفرمایند: «خطر دانشگاه از خطر بمب خوشهای بالاتر است.» چرا؟ چون بمب خوشهای جسم را نابود میکند، اما دانشگاهی که علم دارد ولی جهتگیری الهی و ملی ندارد، هویت، فرهنگ و استقلال یک ملت را برای قرنها نابود میکند. ریشه تمام جنگها و ابزارهای کشتار جمعی در دنیا، از دانشگاههایی بیرون آمده که در آن اخلاق نبوده است.
تلفیق فرهنگ « نظری» و «تجربی»
یکی از ظریفترین نکات فلسفی امام که در منابع آمده، بحث روششناسی علم است. امام در جایی اشاره میکنند: «فرهنگ دانشگاهها و مراکز غیرحوزهای به صورتی است که با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظری و فلسفی. باید با تلفیق این دو فرهنگ و کم کردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد»
این یعنی دانشگاه باید “واقعگرایی” و “تجربهگرایی” خود را با “عمق نظری” و “مبانی فلسفی” حوزه بیامیزد تا علمی تولید شود که هم کاربردی باشد و هم ریشه در حکمت داشته باشد.
تعریف دقیق «دانشگاه اسلامی» (پاسخ به شبهات)
بسیاری از منتقدان یا دوستان نادان، تصور میکنند اسلامی شدن دانشگاه یعنی تبدیل دانشگاه به مدرسه علمیه و حذف علوم روز. امام با قاطعیت این تفکر را رد میکنند و آن را “مغلطه” مینامند.
علم برای استقلال، نه برای نوکری
امام صریحاً میفرمایند: « این یک مغالطه ای است که تا صحبت «دانشگاه اسلامی» می شود و اینکه باید انقلاب فرهنگی پیدا بشود، فریاد می زنند آنهایی که می خواهند ما را به طرف شرق و عمدتاً، به طرف غرب بکشانند، که اینها با تخصص مخالفند، با علم مخالفند. خیر، ما با تخصص مخالف نیستیم؛ با علم مخالف نیستیم؛ با نوکری اجانب مخالفیم.»
بنابراین، شاخص اصلی دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام، “کارآمدی برای ملت” و “استقلال از بیگانه” است. دانشگاهی که مهندس تربیت کند اما آن مهندس نقشههای کشورش را با استانداردهای بیگانه بسازد و کشور را وابسته نگه دارد، اسلامی نیست، حتی اگر در آن نماز جماعت برگزار شود. دانشگاه اسلامی، دانشگاهی است که “انسان” تربیت کند؛ انسانی که حاضر نیست کشورش زیر یوغ اسارت برود.
معیار اسلام ناب محمدی
امام محور پیوند دهنده این دو نهاد را “اسلام ناب محمدی” میدانند. اسلامی که نه “متحجر” است و نه “التقاطی”. خطری که امام گوشزد میکنند این است که روشنفکران غربزده با “اسلام امریکایی” و متحجرین با “مقدسمآبی” مانع این وحدت شوند.
رسالتها و مسئولیتها در دوران کنونی
بر اساس اسناد، امام خمینی وظایف مشخصی را برای دانشگاهیان و حوزویان تعیین کردهاند که اگر امروز به آن عمل شود، بسیاری از گرههای کور مدیریتی و فرهنگی باز خواهد شد.
دانشگاهیان به عنوان «ناظر بصیر» (دیدهبانان جامعه)
یکی از مترقیترین دیدگاههای امام، نقشی است که برای اساتید و دانشگاهیان قائل هستند. ایشان انتظار دارند دانشگاهیان «همچون ناظری بصیر و آگاه، هوشمندانه و متعهدانه عملکردها و تصمیمگیریها را مدنظر داشته و با نقادی دلسوزانه خطا و لغزش احتمالی را گوشزد نمایند.»
این یعنی دانشگاه نباید برج عاجنشین باشد. استاد دانشگاه باید وسط میدان باشد، بر عملکرد دولت و حاکمیت نظارت کند و مانند یک مشاور امین، “نقد دلسوزانه” ارائه دهد. سکوت دانشگاه در برابر مشکلات جامعه، از دیدگاه امام پذیرفته نیست.
دانشجویان و مسئولیت سیاسی
امام دانشجو را عنصر خنثی نمیخواهد. در اسناد اشاره شده که دانشجویان باید در رخدادهای حساس مثل انتخابات، با ارائه “ملاکها و معیارها” به مردم کمک کنند. دانشجو باید “بازوی فکری جامعه” باشد و در افشای ترفندهای دشمن درنگ نکند.
از سوی دیگر، امام به حوزهها نیز هشدار میدهند. حوزهای که منزوی باشد و از مسائل روز جامعه و دانشگاه بیخبر باشد، نمیتواند کشور را نجات دهد. روحانیت باید زبان دانشگاه را بفهمد و با آن ارتباط برقرار کند.
نقشه راه عملیاتی برای امروز
حال با توجه به مبانی فوق، اگر بخواهیم از دیدگاه امام خمینی راهکاری برای شرایط امروز ایران (سال ۱۴۰۳ شمسی) ارائه دهیم، چه باید کرد؟ امروز که دشمن با جنگ شناختی به دنبال ناامید کردن نسل جوان و ایجاد شکاف بین نخبگان و نظام است، نسخه امام چیست؟
راهکار اول: بازتعریف “تولید علم” با پیوست “استقلال”
طبق فرمایش امام، علمی که ما را به دامن آمریکا یا هر قدرت دیگری بکشد، “تخصص مهلک” است. امروز دانشگاه و حوزه باید متحد شوند تا “گرههای اقتصادی” و “تحریمها” را باز کنند. پایاننامههای دانشگاهی و رسالههای حوزوی نباید خاک بخورند؛ بلکه باید دقیقاً بر روی مسائل واقعی کشور (مثل تورم، آسیبهای اجتماعی، و فضای مجازی) متمرکز شوند. وحدت یعنی حوزه مبانی اخلاقی و فقهی اقتصاد را تبیین کند و دانشگاه مدلهای علمی و اجرایی آن را طراحی نماید.
راهکار دوم: احیای کرسیهای نقد و نظریهپردازی (شکستن سدها)
امام فرمودند: «اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد… یک کشور را میتوانند به سعادت برسانند.» امروز باید فضای دانشگاه و حوزه طوری باشد که اساتید و طلاب بتوانند بدون لکنت زبان و با “نیت اصلاح”، ساختارها را نقد کنند. اگر این دو قشر با هم گفتگو کنند، سوءتفاهمها از بین میرود. انزوا و قهر کردن دانشگاهیان یا حوزویان، همان چیزی است که دشمن میخواهد. امام هشدار دادند که اگر جدا شدید، هلاکت ملت و هلاکت اسلام است.
راهکار سوم: انسانسازی به جای مدرکگرایی
بزرگترین بحران امروز، بحران هویت است. امام فرمودند: «دانشگاه باید انسان ایجاد کند.» دانشگاهی که فقط “تکنسین” تربیت کند ولی “هویت ملی و دینی” نداشته باشد، خروجیاش مهاجرت نخبگان و خدمت به بیگانگان خواهد بود. راهکار امام، تزریق “روحیه خودباوری” و “تهذیب نفس” در کنار آموزشهای تخصصی است. اساتید باید به دانشجویان بیاموزند که “ما میتوانیم” روی پای خود بایستیم.
خطر بازگشت به عقب
به عنوان یک پژوهشگر، هشدار میدهم که مطالعه دقیق اسناد نشان میدهد نگرانی امام از “بازگشت ارتجاع” و “نفوذ فرصتطلبان” بسیار جدی است. ایشان در تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۵۹ هشدار دادند: «ملت و روحانیت، دانشگاه و روحانیت، از هم جدا نشوند که جدا شدن اینها از هم؛ هلاکت ملت و هلاکت اسلام و هلاکت کشور است.»
امروز، “وحدت حوزه و دانشگاه” یک انتخاب نیست؛ بلکه تنها راه “بقا” در برابر هجمه جهانی است که میخواهد ایران را دوباره به دوران وابستگی و ذلت بازگرداند. راه نجات، بازگشت به آن “دانشگاه انسانساز” و “حوزه زمانشناس” است که در آن، علم و دین نه در تقابل، بلکه دو بال برای پرواز سیمرغ ایرانی-اسلامی به سوی قلههای تمدن نوین باشند.
عنوان :
راهبرد “وحدت حوزه و دانشگاه” در اندیشه امام خمینی/ عبور از شعار به شعور
تاریخ :
۰۹:۴۳ __ ۱۴۰۴/۰۹/۲۴