
عنوان :
...
کتاب :
...
منبع :
...
تاریخ :
...
گوینده :
...
مکان :
...

انقلاب بزرگ اسلامى ايران به رهبرى فقيه فرهيخته زمان حضرت امام خمينى(س) تحولى بزرگ و فراگير در عرصه جهانى نسبت به جهان و انسان و مناسبات گوناگون بشرى در عرصههاى سياسى، فرهنگى و اجتماعى ایجاد کرد. در زمانه ای که مکاتب غربی با شعار و رویکرد نفى كاركرد سياسى و اجتماعى دين و انكار نقش دین در زندگی اجتماعی و سیاسی انسانها می پرداختند و نظام سرمايهدارى غرب با بن مایه های دنياگرايى و انسانمحورى، دين و معنويت را از حوزه زندگى اجتماعى انسان مطرود می دانست، و مكاتب ماركسيسم و کاپیتالیسم يكى دين را مربوط دوران سنت قلمداد و ديگرى آن را افيون تودهها و ملتها معرفی می کرد، فرياد حقطلبانه ملت مسلمان ايران که از عمق اعتقادات دينى ملتى مسلمان، آرمانگرا سرچشمه مىگرفت، به رهبرى مرجعيت دينى و زعامت امام خمينى(س) التهابى سخت بر اين فضا ايجاد كرد و دنيا را متوجه عظمت اين حركت بزرگ در ابعاد جهانی کرد. انقلابی که حقيقت ايمان، اعتقاد دينى و حركت انسان به سوى رهايى و آزادى و عدالتخواهى را آشکار ساخت؛ به گونهاى كه پايان قرن بيستم عصر دين و ديندارى لقب گرفت. انقلابی که بر جهانيان ثابت كرد كه نه تنها دين افيون ملتها نيست بلکه پيوند ناگسستنى با روح و روان بشر داشته و همواره مىتواند بزرگترين حماسهها را خلق کند. قدرتآفرينى و اثرگذارى انقلاب اسلامى در جهان اسلام موجى از بيدارى و خيزش در ميان مسلمانان به وجود آورد و در عرصه سياست جهانى رقيبى جدى و تازهنفس براى استكبار جهانى محسوب گرديد. در حقيقت اين حركت با پشتوانه عظيم فكرى و اعتقادى، نگاهى ديگر نسبت به جهان، انسان و مناسبات اجتماعى و سياسى انسان در جهان مطرح كرد. كار بزرگ معمار اين حركت سترگ كه به استقرار نظام جمهورى اسلامى ايران منجر گرديد اين بود كه انديشه دينى و اعتقاد اسلامى را احيا نمود و پيرايهها و انديشههاى انحرافى را از دین زدود و آنرا از انزواى سياسى و اجتماعى رهايى کرد. یکی از ثمرات بزرگ انقلاب اسلامی که موجبات صدور آنرا بیش از گذشته فراهم نمود، بی شک پیام امام به گورباچف و هشدار نسبت به روند حرکت شوروي مادی گرایی تحت نام "اصلاحات" بود.
در زمانه ای که با توجه سابقه تاريخي چند دهه حاكميت كمونيسم در شوروي و با توجه به دشمنی دیرینه شوروی با امریکا مکتب کمونیستی در حال گسترش در آسیا و اروپا بود و پس از پايان جنگ جهاني دوم و پيروزي شوروي در آن، اين كشور به يكي از دو قطب جهاني تبديل گرديد و بدنبال پيشرفتهاي اقتصادي بود و در این رقابت اصلاحات اقتصادي لازم می نمود، میخائیل گورباچف به صحنه سياسي به قدرت رسید. گورباچف اصلاحات اسلاف خود را ادامه داد و با شعارهایی چون گلاسنوست يا فضاي باز، اقتصاد آزاد، کاهش بودجه نظامی و اصلاحات اجتماعی و سیاسی و بازسازي اقتصادي حتی مشاركت شركتهاي غربي را نيز مجاز دانست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رابطه ایران با شوروی با شعار نه شرقی و نه غربی به تیره ترین زمان خود رسید و فروش تسلیحات از سوی شوروی به عراق، تجاوز به افغانستان و حمايت از حزب توده و اقليتهاي قومي آذري و كرد وضعیت را تشدید کرد؛ تا اینکه با سفر معاون اول وزير امور خارجه شوروي (بلندپايهترين مقام ديداركننده از ايران بعد از سقوط شاه) شاهد بهبود روابط ایران و شوروی هستيم. پس از آن علياكبر ولايتي نيز در زمستان سال ۱۳۶۵ به مسكو سفر كرد و روابط دو کشور تا حدی نسبت به گذشته بهبود یافت؛ در این شرایط وقتی پیام امام به گورباچف ارسال شد، گمانه زنی ها و برداشتهای رسانه ای متعددی از این پیام صورت گرفت و تصور غلطِ"درخواست بازسازی ایران پس از جنگ" در صدر اخبار قرار گرفت. اما در زمانی کوتاه مشخص گردید که پیام مسیری دقیق تر را دنبال می کند.
اشراف امام به روند تاریخی اتحاد جماهیر شوروی و حرکت کمونسیم، و آگاهی از شخصيت، انگيزه و اهداف مدنظر گورباچف و اسلاف او و آگاهی از روند حرکت نظام بین الملل بن مایه های پیام بود. از جمله در باره مسئله اصلاحات، امام گورباچف را به عنوان فردي كه پايان ماركسيسم و كمونيسم را رقم ميزند، معرفي ميكند؛ و با توجه به اين مواضع، اگر گورباچف مخالف آنها بود مسلماً بايد در برابر آنها موضع ميگرفت و اعتراض ميكرد. اين نشان ميدهد كه امام حتي در مورد اهداف و شخصيت خود گورباچف نيز تحليلي قويتر و جلوتر از ساير مفسرين سياسي و حتي مشاور سياسي او داشتهاند. امام خطاب به گورباچف می فرماید: با اميد خوشبختى و سعادت براى شما و ملت شوروى، از آنجا كه پس از روى كار آمدن شما چنين احساس مىشود كه جنابعالى در تحليل حوادث سياسى جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروى، در دور جديدى از بازنگرى و تحول و برخورد قرار گرفتهايد، و جسارت و گستاخى شما در برخورد با واقعيات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلى حاكم بر جهان گردد، لازم ديدم نكاتى را يادآور شوم... اولين مسئلهاى كه مطمئناً باعث موفقيت شما خواهد شد اين است كه در سياست اسلاف خود داير بر «خدا زدايى» و «دين زدايى» از جامعه، كه تحقيقاً بزرگترين و بالاترين ضربه را بر پيكر مردم كشور شوروى وارد كرده است، تجديد نظر نماييد؛ و بدانيد كه برخورد واقعى با قضاياى جهان جز از اين طريق ميسر نيست. صحيفه امام؛ ج ۲۱، ص ۲۲۰. امام علاوه بر آن به گورباچف در باره حركت به سمت غرب و درگير مشكل بودن خود غرب هشدار می دهد ...شيوههاى ناصحيح و عملكرد غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه اقتصاد، باغ سبز دنياى غرب رخ بنمايد، ولى حقيقت جاى ديگرى است. شما اگر بخواهيد در اين مقطع تنها گرههاى كور اقتصادى سوسيالسيم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايهدارى غرب حل كنيد، نه تنها دردى از جامعه خويش را دوا نكردهايد، كه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روشهاى اقتصادى و اجتماعى به بنبست رسيده است، دنياى غرب هم در همين مسائل، البته به شكل ديگر، و نيز در مسائل ديگر گرفتار حادثه است.همان
مهمترین بخش پیام امام دعوت به خدا و معنويت بود که فرمود... بايد به حقيقت رو آورد؛ مشكل اصلى كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادى نيست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست. همان مشكلى كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد. مشكل اصلى شما مبارزه طولانى و بيهوده با خدا و مبدأ هستى و آفرينش است... خطر شكست ماركسيسم و كمونيسم براي همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزههاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد چرا كه ماركسيسم جوابگوي هيچ نيازي از نيازهاي واقعي انسان نيست، چرا كه مكتبي است مادي و با ماديت نميتوان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت ـ كه اساسيترين درد جامعه بشري در غرب و شرق است ـ به درآورد... همان
تبيين غنا و كمال اسلام به جهات مادي و معنوي بخش دیگری از پیام را شامل می شود... نگرش جدى به اسلام ممكن است شما را براى هميشه از مسئله افغانستان و مسائلى از اين قبيل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و هميشه خود را در سرنوشت آنان شريك مىدانيم. با آزادى نسبى مراسم مذهبى در بعضى از جمهوري هاى شوروى، نشان داديد كه ديگر اينگونه فكرنمىكنيد كه مذهب مخدر جامعه است. ... و ايران ميتواند خلأ اعتقادي كشورش را پرنمايد. همان، ص۲۲۵
بررسی اصول حاكم بر سيره سياسي امام خميني(س) در نامه به گورباچف و تحليل دقيق و استخراج اصول حاكم بر انديشه دینی و انقلابی امام در مورد اين پیام، نيازمند درك صحيحي از موقعيت ارسالكننده و دريافتكننده پیام است. پيام امام، از سوي يك كشور جهان سومي به يك كشور همسايه نبود. در اين زمان، ايران به دليل جايگاه انقلاب اسلامي و امام در بين مسلمانان جهان، از محوريت اساسي برخوردار بود و مانند اين بود كه نامه به نمايندگي از كل جهان اسلام، به يكي از دو قطب بزرگ جهان كه متولّي اعتقاد و مكتبي خاص نيز بود، ارسال ميشد. علاوه بر اين، هرگونه حركت و موضعگيري امام، همواره متوجه رسانهها و مفسرين كل جهان بود و در نتيجه، اصل نامه جداي از محتواي آن، داراي بالاترين برد جهاني بود. امام به عنوان كسي كه توانسته بودند با رهبري خود انقلابي را به پيروزي برسانند كه در مقابل توسعهطلبي هاي امپرياليسم قرار ميگرفت، اين نامه را به كسي نوشتند كه هدايتكننده اصلاحاتي به حساب ميآمد كه نهايت آن، تسليم در برابر غرب و امپرياليسم بود. اهداف امام در مبارزه با امريكا، تنها در كشور ايران و حتي تنها در كشورهاي اسلامي خلاصه نميشد. امام با نوشتن اين نامه نشان دادند كه خطر نفوذ امريكا در هر جايي از جهان، براي ايشان دغدغهاي جدي است. از نظر امام، موازنه منفي و خنثي شدن نيروهاي دو ابرقدرت در برابر هم، سنتي الهي براي حفظ ملتهاست. هدف نهايي امام، نجات مسلمانان همه جهان از يوغ دشمنان بود و اين شامل مسلمانان شوروي كه سالها تحت فشار چكمههاي كمونيسم بودند و حالا خطر آن بود كه از اين به بعد تحت سلطه نفوذ امريكا درآيند نيز ميشد.... اميد است همه ملل مسلمان جهان... از تحت سلطه دشمنان اسلام و بخصوص امريكاى جنايتكار نجات يابند. همان؛ ج ۱۲، ص ۲۳۲.
تحليل هاي امام در این پیام در باره شكست تئوريك و عملي ايدئولوژي ماركسيستي در جهان است و نه صرف پيشبيني فروپاشي شوروي. هيچ عنواني حتي به تسامح نيز در نامه امام، دال بر پيشبيني فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ديده نميشود؛ بخصوص كه امام در جايي آينده شوروي را به آينده چين تشبيه ميكنند و حال آنكه ميدانيم وضعيت نهايي چين، نه در آن زمان و نه پس از آن، فروپاشي جمهوري هايش نبود؛ در حالي كه عمدتاً فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به عنوان مصداقي از پيشبيني هاي امام فرض ميشود! شجاعت و جرأت امام در ارائه تحليل هاي بنیادین نظام بین الملل بمانند ارسال این نامه، فراتر از مباحث و مناسبات سياسي بود و به تمام جنبههاي بشري توجه دارد. با وجود آنكه امام بهطور مكتوب و تئوريك، مباني سياست خارجي خود را مطرح نكرده بودند، ولي مواضع امام در صحنههاي حساس سياست خارجي چنان در يك سير منطقي مشترك قرار ميگیرد كه به راحتي ميتوان تمام آنها را در يك سري اصول كلي مندرج ساخت. بنابراین اين اقدام امام نيز تحت مجموعة مواضع خارجي ايشان قرار می گيرد. علاوه بر آن و بطور خلاصه اصولی مشترك که در این پیام می توان به آنها اشاره کرد عبارتند از: الف: مباني كلامي؛ در توضیح این مطلب باید گفت که جامعيت و جهانشمولي اسلام و احكام آن و اينكه اسلام ديني جهاني و متعلق به همه مردم جهان است و تشكيل حكومت جهاني اسلامي به عنوان آرمان نهايي در نزد امام محسوب می شود. ب: مباني فقهي؛ اتحاد امت اسلامي و نفي ظلم و ظلمپذيري و حمايت از مظلومين جهان، بخصوص مسلمانان، به عنوان تكليف شرعي هر مسلمان در نظر امام همواره مطرح است. ج: مباني سیاسی؛ سياست نه شرقي نه غربي و توصيه آن به عنوان سرمشق كل امت اسلامي و نفي هرگونه سلطهپذيري وحفظ استقلال همهجانبه و تماميت ارزي امت اسلامي بخصوص جمهوري اسلامي ايران و رعايت اصول فقهي تبري و تولّي و پيشگيري از تسلط اجنبي و كافر بر جامعه مسلمين از اصول مبانی سیاسی امام است. اصل رعایت استقلال و اصل معرفي انقلاب اسلامي و ارزشهاي اصيل آن نیز از اصول بارز در نظريه روابط خارجي امام است.
د: اصل دعوت؛ كه توسط امام با عناويني چون تبليغات اسلامي، صدور انقلاب، دعوت به توحید و دعوت به سعادت و رستگاري مطرح ميشود و امروزه ميتوان آن را معادل بحث گفتگوي تمدنها دانست. در نظر امام اصل دعوت به عنوان سيرهاي به يادگارمانده از پيامبرکه چنين رفتاري را بعد از بحث با حكّام قدرتمند آن دوران انجام داد، يك تكليف بر عهده رهبران و متفكرين اسلامي مطرح ميشود. ه: مبانی حقوقي؛ اصل احترام متقابل و برقراري رابطه در صورت عدم تسلط و عداوت طرف قرارداد وحفظ حقوق طرفين و رعايت اصول نظام روابط بينالملل از مبانی فکری امام محسوب می شود. و: اصل وحدت؛ امام غايت نهايي دعوت را رسيدن به وحدت جهان ميدانند و عقيده دارند كه اصولاً دعوت به اسلام، دعوت به وحدت است. همان، ج ۱۵، ص ۴۸۲.
داود رضایی
عنوان :
دعوت به توحید، دعوت به سعادت
تاریخ :
۱۰:۰۱ __ ۱۴۰۴/۱۰/۰۹